نبشی و سپری؛ دو مقطع، دو سرنوشت در سازه فلزی
نبشی مقطع L شکل است و سپری مقطع T شکل؛ همین جمله را تقریباً همهی متنهای فارسی دربارهی این دو تکرار میکنند. اما کسی که پانزده سال در بازار آهن تهران شاخ و بندیل دست گرفته میداند مسئله جای دیگری است: کدام مقطع در کجای سازه دوام میآورد، کدام ارزانتر تمام میشود و کدام را فردا صبح میشود از انبار بارگیری کرد. این متن با عدد، جدول و تجربهی کارگاهی به همین سه سؤال جواب میدهد، نه با تعریف کتابی.
خلاصهی بیپرده: نبشی برای گوشه و اتصال ساخته شده، سپری برای عضو بلندی که در یک جهت خم میشود. ولی همین خلاصه هم ناقص است؛ چون در بازار ایران، سپری اغلب از خط نورد بیرون نمیآید، بلکه از نصف کردن تیرآهن به دست میآید. این واقعیت روی قیمت، موجودی و جوشپذیری اثر مستقیم دارد و کمتر جایی به آن اشاره میشود. 🏗️
قبل از هر تصمیمی قیمت روز نبشی را چک کنید؛ نوسان بازار گاهی بین دو روز، هزینهی کل پروژه را چند درصد جابهجا میکند. در یک سازه فلزی، نبشی معمولاً ارزانترین و پرتیراژترین مقطع مصرفی است و همین، دقت در خریدش را مهمتر میکند. وزن و هندسهی مقطع هم مستقیماً وزن کل سازه را تعیین میکند؛ انتخاب اشتباه یعنی پرداخت هزینه برای فولادی که هیچ باری تحمل نمیکند.

شناخت نبشی از روی شاخ و بندیل، نه از روی اسم
نبشی یعنی دو بال فولادی عمود بر هم، به شکل L. در بازار یا «فابریک» است یا «پرسی»؛ اولی از شمش با نورد گرم و دومی از ورق با نورد سرد ساخته میشود. این دو از نظر قیمت، تلورانس و جوشپذیری یکی نیستند و نباید با یک قیمت خرید و فروش شوند.
نبشی فابریک را خط نورد تولید میکند: شمش گرم میشود، از قفسهی غلتکها میگذرد و مقطع L بیرون میآید. پرسی همان ورق است که در دستگاه خم شده. برای همین فابریک در کل طول یکدستتر است و پرسی ممکن است در گوشه تنش خم داشته باشد. در اسکلت یک سازه، این فرق کوچک موقع جوش و بارگذاری خودش را نشان میدهد. در طراحی سازه، نبشی بیشتر عضو کمکی است تا عضو اصلی؛ به همین دلیل، کسی که نبشی را بهجای تیرآهن در محل باربر اصلی میگذارد، دارد ایمنی سازه را قربانی صرفهجویی میکند.
جدول وزن نبشی بال مساوی
وزنهای جدول تقریبیاند و بسته به استاندارد و شعاع گوشه تا حدود ۲ درصد بالا و پایین میشوند. شاخ ۶ متری در بار شهری راحتتر تخلیه میشود؛ شاخ ۱۲ متری برای اسکلت با جرثقیل منطقیتر است. 📊
| سایز (میلیمتر) | وزن هر متر (کیلو) | وزن شاخ ۶ متری | وزن شاخ ۱۲ متری |
|---|---|---|---|
| 40×40×4 | 2.42 | 14.5 | 29.0 |
| 50×50×5 | 3.77 | 22.6 | 45.2 |
| 60×60×6 | 5.42 | 32.5 | 65.0 |
| 80×80×8 | 9.66 | 58.0 | 115.9 |
| 100×100×10 | 15.10 | 90.6 | 181.2 |

نبشی بال نامساوی کجا به کار میآید
بال نامساوی را نه برای «کمبود جا» که برای کمبود سختی در یک جهت میخرند. وقتی مقطع باید حول محور افقی سختتر از محور عمودی باشد، بال بلندتر را در جهت بار اصلی میگذارید. سایزهای رایج مثل 75×50×6 یا 100×75×8 در لبهی ورق، تیرچه و کف کاذب زیاد مصرف میشوند. اشتباه رایج این است که بال بلند را در جهت خنثی میگذارند و عملاً وزن اضافه خریدهاند؛ در یک سازه سبک، همین وزن اضافه روی کل اسکلت ضرب میشود. ️
فابریک یا پرسی؛ دو محصول با یک اسم
فابریک سطحی سخت و لبهای تیز دارد و در اتصال جوشی رفتارش قابل پیشبینیتر است. پرسی صافتر است، اما تنش پسماند خم دارد و در ضخامتهای پایین ممکن است موقع جوش تاب بردارد. برای عضو اصلی باربر در سازه، من فابریک را ترجیح میدهم؛ پرسی برای نازککاری، قفسه و مصارفی که بار محوری جدی ندارند بهصرفه است.
📌 نکتهی کارگاهی: نبشی فابریک لبهی تیز و صاف دارد؛ پرسی روی گوشه خط خم ملایمی نشان میدهد. قبل از ترازو و متر، ناخن روی سطح بکشید و براقی لبه را نگاه کنید؛ همین کافی است تا پرسی را بهجای فابریک به شما قالب نکنند.
بازرسی چشمی نبشی قبل از قبول بار
سر بار، سه جا را نگاه کنید: سطح، لبه و سر شاخ. سطح فابریک مرغوب پوستهای نیست و جای پوستهی نورد ندارد؛ لبه باید تیز و یکدست باشد؛ سر شاخ نباید ترک مویی یا پلهی برش خورده داشته باشد. اگر سر شاخ رنگپریده و خردشده به نظر برسد، احتمالاً قیچی برش تیز نبوده و موضع برش کارسخت شده است.
کمی هم هندسه را چک کنید: نبشی را روی زمین صاف بخوابانید؛ بال باید بدون تاب بخوابد. اگر شاخ در طول خودش کمان دارد یا بالها در عرض باز و بسته میشوند، از همان بندیل نگیرید؛ این شاخها موقع جوش و مونتاژ اذیت میکنند و در اتصال، تنش اضافه میسازند. دیدن اینها سر بار، خیلی ارزانتر از خریدن و برگرداندن است. ️
سپری؛ محصولی که بیشتر از تیرآهن به دست میآید تا از خط نورد
سپری مقطع T شکل است. اگر در بازار دنبال «سپری کارخانهای» بگردید، دست خالی برمیگردید؛ عمدهی سپری موجود از برش طولی تیرآهن یا از جوش دو ورق ساخته میشود. پس جنس، استاندارد و قیمتش را باید با تیرآهن مادرش حساب کنید.
سه راه رسیدن به مقطع T
راه اول، نصف کردن تیرآهن از وسط جان است؛ مثلاً یک IPE180 از وسط بریده میشود و دو عضو T شکل میدهد. راه دوم، جوش ورق به ورق است که برای ابعاد سفارشی به کار میرود. راه سوم، نورد اختصاصی است که در ایران عملاً نایاب است و قیمتش سر به فلک میکشد. برش تیرآهن ارزانتر و سریعتر است، ولی دقتش به اره و گیوتین بستگی دارد، نه به خط نورد. ️
چون سپری از تیرآهن میآید، قیمت روز تیرآهن پایهی قیمت آن است؛ اجرت برش را هم رویش بگذارید. در سازههای صنعتی که عضو T شکل با ابعاد مشخص میخواهند، برش از تیرآهن تنها راه منطقی و مقرونبهصرفه است. سازههایی که بار خمشی یکطرفه دارند، بیشترین مصرفکنندهی همین سپریهای برشخوردهاند.
چرا موجودی سپری در بازار نامنظم است
موجودی سپری تابع موجودی و شاخ تیرآهن است؛ وقتی تیرآهن کم میشود، سپری هم کم و گران میشود. به همین دلیل، برای پروژهی حساس بهتر است سپری را با حواله و هماهنگی قبلی سفارش دهید، نه اینکه روز اجرا به بازار بروید. طولش هم تابع شاخ مادر است: ۶ یا ۱۲ متر. این وابستگی یعنی برنامهی خرید سپری باید با برنامهی کل سازه هماهنگ باشد، وگرنه وسط کار معطل میمانید.

🔧 نکتهی کارگاهی: وقتی سپری را از وسط تیرآهن میبرید، بهجای هواگاز از اره نواری یا گیوتین استفاده کنید. برش هواگاز لبه را لبپر میکند و سطح جوش بعدی را خراب میکند؛ پولی که بابت برش تمیز میدهید، چند برابرش را در اجرا پس میگیرید.
ابعاد رایج و وزن تقریبی سپری از تیرآهن
وقتی تیرآهن را از وسط جان دو نیم میکنید، ارتفاع T همان ارتفاع تیرآهن میماند و جان T نصف عمق اصلی میشود. وزن هر عضو هم تقریباً نصف وزن هر متر تیرآهن مادر است، منهای پرت برش. چند سایز پرتکرار را اینجا گذاشتهام؛ وزنها گرد شدهاند و باید با فاکتور مادر تطبیق داده شوند.
| تیرآهن مادر | وزن هر شاخ ۱۲ متری (کیلو) | وزن تقریبی هر T (کیلو/متر) | ارتفاع تقریبی T (میلیمتر) |
|---|---|---|---|
| IPE120 | 124.8 | 5.2 | 120 |
| IPE160 | 189.6 | 7.9 | 160 |
| IPE180 | 225.6 | 9.4 | 180 |
| IPE200 | 268.8 | 11.2 | 200 |
این اعداد را قبل از سفارش با نقشهی سازه مقابله کنید؛ ارتفاع T همانی است که تعیین میکند عضو چقدر در مقابل خمش سخت است. اشتباه رایج این است که سایز T را از روی وزن میخرند نه از روی ارتفاع؛ در یک سازه، ارتفاع مقطع است که ظرفیت خمشی را میسازد، نه وزنش.
مقایسه هندسی و باربری نبشی و سپری در سازه
نبشی حول هیچ محوری مقطع قویای نیست، ولی برای اتصال، عضو کششی و عضو فشاری سبک عالی است. سپری حول یک محور قوی و حول محور دیگر ضعیف است؛ پس فقط وقتی منطقی است که جهت بار از قبل معلوم باشد. این تفاوت باربری، خط اصلی تصمیمگیری است و بقیهی بحثها حاشیهاند. 📊
| شاخص | نبشی | سپری |
|---|---|---|
| شکل مقطع | L | T |
| محور قوی | هیچ (دو محور متوسط) | حول بال (یک محور) |
| کمانش پیچشی-جانبی | کماهمیت در کاربردش | مهم؛ باید مهار شود |
| کاربرد اصلی در سازه | گوشه، اتصال، عضو کششی، والپست | عضو خمشی یکطرفه، تقویت، عضو خرپا |
| موجودی بازار | بالا و همیشگی | وابسته به تیرآهن و برش |
| قیمت نسبی | پایینتر | بالاتر (تیرآهن + اجرت برش) |

نکتهی فنی که در بیشتر متنهای بازاری گم میشود: مقطع T حول محورِ عمود بر جان خیلی ضعیف است و زود دچار کمانش پیچشی-جانبی میشود. برای همین سپری را نباید بهعنوان ستون اصلی به کار برد؛ این ادعا که «سپری جزء اصلی ستونهاست» از همان اشتباهات قدیمی است که هنوز در اینترنت میچرخد. در یک سازه، ستون اصلی را تیرآهن IPE یا قوطی میسازد، نه یک T تکی. ⚠️
مرکز برش نبشی خارج از خود مقطع است؛ یعنی بار پیچشی رویش، پیچش و خمش را قاطی میکند. این برای اتصالات گوشه اهمیتی ندارد، ولی برای عضوی که بار پیچشی میبیند، نبشی انتخاب بدی است. سپری هم مرکز برشش روی تقاطع بال و جان است و اگر بار از همان نقطه رد شود، رفتارش تمیزتر میشود. طراح سازه باید این دو رفتار را از حفظ بداند، چون در نقشهی اجرایی جایی برای آزمون و خطا نیست.
نبشی و سپری در اتصالات؛ کجا همدیگر را کامل میکنند
در عمل، نبشی و سپری رقیب هم نیستند؛ معمولاً در یک سازه کنار هم کار میکنند. نبشی گوشهی اتصال تیر به ستون را میگیرد و سپری همان اتصال را در راستای خمش تقویت میکند؛ یکی عضو مفصلی است و دیگری عضو خمشی. نقشهای که این دو را بهجای هم بگذارد، یا وزن سازه را باد میکند یا عضو را ضعیف نگه میدارد.
اتصال رایج را ببینید: دو نبشی از دو طرف جان تیر به ستون جوش میشود و بار برشی اتصال را رد میکند؛ وقتی دهانه بلند میشود، همان اتصال با یک سپری زیر بال تیر سفت میشود تا خیز تیر را بخواباند. پس سؤال واقعی خریدار «نبشی یا سپری» نیست؛ سؤال این است که هر عضو چند متر نبشی و چند متر سپری لازم دارد. کسی که این نسبت را از روی نقشه درنیاورد، وسط بارگیری به مشکل میخورد.
ملاک انتخاب؛ ممان اینرسی، کمانش و مهار جانبی
جواب مستقیم: اول نوع بار را مشخص کنید، بعد طول عضو و مهار دو سرش را. نبشی برای کشش و اتصال برنده است؛ سپری را فقط وقتی میخرند که عضو در یک جهت خم میشود و بال فشاری آن در طول دهانه مهار شده باشد. هر دو مقطع اگر بدون مهار رها شوند، قبل از رسیدن به بار اسمی کمانش میگیرند؛ تفاوتشان فقط در محور کمانش است.
ممان اینرسی نبشی حول هر دو محور تقریباً همرتبه و نسبتاً کم است؛ برای همین عضو فشاری بلند را از نبشی تکی نمیسازند. ممان اینرسی سپری حول محور موازی بال زیاد و حول محور عمود بر جان کم است؛ یعنی اگر عضو T بدون مهار جانبی بار ببرد، حول محور ضعیفش میپیچد و میخوابد. این پیچش همان چیزی است که در بازرسی خرپاهای قدیمی بهصورت تابیدگی جان دیده میشود.
مقایسه رفتار سه گزینه در عضو فشاری
| گزینه | عضو کششی | عضو فشاری کوتاه | عضو خمشی یکطرفه | ستون اصلی |
|---|---|---|---|---|
| نبشی تکی | عالی | متوسط | ضعیف | ممنوع |
| نبشی دوبل با بست | خوب | خوب | متوسط | فقط خرپا و مهاربند |
| سپری (برشخورده) | خوب | خوب | خوب | ضعیف (مستعد کمانش پیچشی) |
یک مثال عددی از کمانش
عضو فشاری به طول ۳ متر را در نظر بگیرید که دو سرش مهار شده است. نبشی تکی 60×60×6 با شعاع ژیراسیون حدود ۱٫۲ سانتیمتر، ضریب لاغریاش حدود ۲۵۰ میشود؛ عددی که عملاً عضو را از دایرهی فشاری خارج میکند. همین عضو با دو نبشی پشت به پشت و بست جوشی، شعاع ژیراسیون را در محور ضعیف دو برابر میکند و ضریب لاغری به زیر ۱۳۰ میافتد. عدد دقیق بسته به فاصلهی بستها عوض میشود و باید با آییننامه کنترل شود؛ اینجا فقط مقیاس اختلاف را نشان دادم. در یک سازه، همین یک کنترل ساده است که نبشی تکی را از گزینهها حذف میکند. ⚠️
🔧 نکتهی کارگاهی: فاصلهی بستهای دو نبشی پشت به پشت را از روی نقشه اجرا کنید، نه سلیقهای. اگر فاصلهی بست زیاد شود، دو نبشی مستقل عمل میکنند و ظرفیت عضو فشاری تا حد یک نبشی تکی سقوط میکند.
محاسبه تناژ و هزینه؛ عدد واقعی بهجای حدس
وزن هر متر نبشی بال مساوی از فرمول (۲×بال − ضخامت) × ضخامت × ۷٫۸۵ تقسیم بر ۱۰۰۰ به دست میآید. سپری برشخورده هم تقریباً نصف وزن تیرآهن مادر است، منهای پرت برش. با همین دو عدد میشود تناژ سفارش را قبل از تماس با فروشنده حساب کرد. برآورد تناژ، اولین قدم هر سازه است و کسی که بدون آن سفارش میدهد، وسط کار غافلگیر میشود. 💰
مثال عددی سفارش نبشی
فرض کنید برای مهاربند و والپست یک سازه، ۱۲۰ شاخ نبشی 60×60×6 شش متری لازم دارید:
| قدم | محاسبه | عدد |
|---|---|---|
| وزن هر متر | از جدول | 5.42 کیلو |
| وزن هر شاخ ۶ متری | 6 × 5.42 | 32.5 کیلو |
| وزن کل | 120 × 32.5 | 3900 کیلو ≈ 3.9 تن |
| هزینه تقریبی | 3.9 تن × قیمت روز نبشی | بستگی به قیمت روز دارد |
حالا تلورانس کسری وزن را هم حساب کنید: اگر میانگین ضخامت واقعی ۵٫۸ میلیمتر بهجای ۶ باشد، حدود ۳ تا ۴ درصد وزن کم میشود؛ روی ۳٫۹ تن یعنی چیزی حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ کیلو. همین عدد کوچک، چند برابر هزینهی استعلام و فاکتور رسمی است. پس سر کسری وزن سختگیری کنید؛ در محاسبهی اقتصادی یک سازه، همین درصدهای ریز آخر سر جمع میشوند. ⚠️

مثال عددی سپری از تیرآهن
برای یک سازه با ۴۸ عضو T شکل شش متری، ۲۴ شاخ تیرآهن IPE180 دوازده متری میخواهید. وزن هر شاخ ۲۲۵٫۶ کیلو است و جمع کل حدود ۵٫۴ تن. برش طولی تقریباً ۲ تا ۳ درصد پرت دارد که باید در تناژ سفارش لحاظ شود. هزینه نهایی = تناژ تیرآهن × قیمت روز + اجرت برش + حمل. در برآورد اولیه، بیشتر پیمانکارها همین اجرت برش و حمل را جا میاندازند و بعد وسط پروژه غافلگیر میشوند.
حواله، بارنامه و گرد کردن تناژ
سفارش را هرگز دقیقاً روی عدد محاسبهشده نبندید؛ ۳ تا ۵ درصد برای پرت برش، لبپریدگی و تلورانس وزن کنار بگذارید. عدد محاسبهشدهی ما برای نبشی ۳٫۹ تن بود؛ سفارش واقعی را روی ۴٫۱ تن میبندید. این چند درصد، همان بافری است که جلوی توقف کار وسط اجرا را میگیرد.
حواله باید وزن، سایز، گرید و تعداد شاخ را بنویسد؛ بارنامه هم با همان وزن فاکتور صادر میشود. اگر بار شهرستان میرود، قبل از حرکت از انبار، از وزن باسکول عکس بگیرید؛ در مقصد، اختلاف باسکول مبدأ و مقصد بیش از تلورانس معمول را نپذیرید. در یک سازه، همین سندهای ساده است که دعوای کسری وزن را تمام میکند.
استانداردها و جوشپذیری در سازههای فلزی
نبشی وارداتی معمولاً با GOST 8509 (بال مساوی) و GOST 8510 (بال نامساوی) یا EN 10056 میآید؛ نبشی داخلی با ISIRI. سپری برشخورده هم تابع استاندارد تیرآهن مادر است، مثل DIN 1025 برای IPE. روی تگ بندیل باید گرید فولاد قید شده باشد. سازههای حساس باید سرتیفیکیت هم بگیرند، نه فقط تگ. 📋
| موضوع | نبشی | سپری |
|---|---|---|
| استاندارد رایج | GOST 8509/8510، EN 10056، ISIRI | تابع تیرآهن مادر (DIN 1025 / IPE) |
| گرید معمول | St37، St44، St52 | همان گرید تیرآهن |
| جوشپذیری | St37 عالی؛ St52 با احتیاط | مثل تیرآهن مادر |
| نیاز به پیشگرم | St52 در ضخامت بالا و هوای سرد | در جوشهای ضخیم بله |
St37 جوشپذیر و ساده است؛ St52 سختتر است و در ضخامت بالا یا هوای سرد بدون پیشگرم ترک میخورد. نبشی گالوانیزه هم موقع جوش باید از لایهی روی در محل اتصال پاک شود، وگرنه بخار روی جوش را متخلخل میکند. در یک سازه، گرید را از روی تگ بخوانید و با نقشه تطبیق دهید؛ تعویض بیسروصدای St37 با St52 یا برعکس، فاجعهبار است و معمولاً موقع بازرسی یا بعد از ترکخوردگی معلوم میشود.
تلورانس ابعادی را هم جدی بگیرید: استاندارد برای ضخامت نبشی تا حدود نیم میلیمتر و برای طول تا چند ده میلیمتر اجازه میدهد. اگر شاخهای رسیده بیشتر از این انحراف دارند، با سند فاکتور رسمی اعتراض کنید، نه با تلفن. ایمنی سازه از همین جزئیات به ظاهر کوچک شروع میشود.
چطور تگ بندیل و سرتیفیکیت را بخوانیم
تگ بندیل معمولاً پنج قلم دارد: سایز، گرید، وزن، شمارهی حرارت و استاندارد. اگر تگ فقط سایز را نوشته و گرید را جا انداخته، همانجا بپرسید؛ نبشی بدون گرید یعنی فولادی که هویتش را نمیدانید. سرتیفیکیت هم باید شمارهی حرارت را با تگ یکی کند؛ اگر این دو نخوانند، سند ارزشی ندارد.
سرتیفیکیت کامل، ترکیب شیمیایی و خواص مکانیکی همان حرارت را میدهد؛ اما بیشتر خریدارها فقط صفحهی اول را نگاه میکنند. برای یک سازهی معمولی، تگ با گرید و استاندارد کافی است؛ برای سازهی صنعتی و پل، سرتیفیکیت کامل را از فروشنده بخواهید و با نقشهی اجرایی تطبیق دهید. این سند بعداً موقع بازرسی و تحویل کار به کارتان میآید.
🔧 نکتهی کارگاهی: جوش نبشی St52 در هوای سرد بدون پیشگرم ترک میخورد. اگر دمای کارگاه زیر ۵ درجه است، دور جوش را با شعله تا حدود ۱۰۰ درجه گرم کنید و بعد بگذارید آرام سرد شود.
انبارداری، بارگیری و بازرسی چشمی شاخها
قیمت خوب وقتی معنا دارد که شاخ سالم، صاف و با وزن واقعی به دستتان برسد. زنگ سطحی، تابیدگی و کسری وزن سه چیزی است که باید سر بار، قبل از امضای حواله بگیرید؛ بعد از بارگیری، اثبات ادعا سخت میشود. عمر سازه از همین انبار شروع میشود، نه از روز نصب. 🚛
چکلیست بازرسی چشمی هنگام تحویل
- تگ بندیل را با فاکتور رسمی چک کنید (سایز، گرید، وزن، شماره حرارت).
- چند شاخ از وسط بندیل را تصادفی وزن کنید و با وزن جدول بسنجید.
- تابیدگی و کمانش شاخ را با نگاه از سرِ شاخ کنترل کنید.
- زنگ عمیق (پوستهپوسته) را از زنگ سطحی جدا کنید؛ اولی را پس بزنید.
- لبهی برش سپری را از نظر لبپر و جای سوختگی هواگاز بازرسی کنید.
- شمارش شاخ را با شمارش سر بندیل انجام دهید، نه با چشم وسطها.
نبشیها معمولاً بندیل ۲ تا ۳ تنی بسته میشوند؛ برای بار شهری، شاخ ۶ متری و برای پروژه با جرثقیل، ۱۲ متری بخرید. فاکتور رسمی با ذکر وزن، تنها سندی است که بعداً جلوی کسری وزن از شما حمایت میکند.

در انبار، شاخها را روی تراورس چوبی بچینید و بندیلها را با فاصله از هم و کمی شیب بگذارید تا آب زیرشان نماند. نبشی و سپری را مستقیم روی خاک نگذارید؛ رطوبت کف، زنگ عمیق میسازد که موقع رنگ و جوش دردسر دارد. در سازههایی که نمای فلز دیده میشود، همین زنگ سطحی بعداً باید با سابپاشی تمیز شود و هزینه دارد. ️
بارگیری و حمل
بارگیری شاخ ۱۲ متری با جرثقیل و لیفتراک انجام میشود؛ قبل از رسیدن ماشین، جای خالی و مسیر جرثقیل را آماده کنید. برای ارسال شهرستان، حواله و بارنامه را با وزن فاکتور تطبیق دهید. درب کارخانه یعنی هزینهی حمل با خریدار است؛ اگر فروشنده تحویل در محل میدهد، این را در مقایسهی قیمت لحاظ کنید.

گالوانیزه، رنگ و عمر مقطع در شرایط خورنده
جواب مستقیم: اگر عضو در فضای باز، محیط مرطوب یا ساحلی مینشیند، فولاد سیاه خالی اشتباه است؛ گالوانیزه گرم یا رنگ صنعتی چندلایه تنها راه است. برای داخل ساختمان و سقفهای سرپوشیده، نبشی سیاه با یک لایه رنگ پایه کافی است. هزینهی پوشش را در برآورد اولیه سازه حساب کنید، نه بعد از زنگزدن.
گالوانیزه گرم یعنی فروبردن شاخ در روی مذاب؛ ضخامت پوششش معمولاً بین ۵۰ تا ۸۵ میکرون است و در فضای باز ۱۵ تا ۳۰ سال دوام میآورد. رنگ اپوکسی و پلیاورتان هم اگر روی سطح سابخورده بنشیند، در سازههای خشک چند ده سال جواب میدهد. تفاوت این دو در رفتار جوش است: رنگ را بعد از جوش میزنند، ولی گالوانیزه را قبل از جوش باید دور محل اتصال پاک کرد.
زنگ سطحی ضرری به مقاومت نمیرساند، اما اگر نادیده گرفته شود، بهزودی خوردگی حفرهای میشود و سطح مؤثر مقطع را کم میکند. در یک عضو کششی، هر نیم میلیمتر خوردگی یعنی چند درصد کاهش سطح مؤثر و به همان نسبت افت ظرفیت؛ برای همین در سازههای قدیمی، اولین بازرسی روی مقاطع نازک نبشی انجام میشود. نگهداری ارزانتر از تعویض است و تعویض عضو وسط اسکلت، عملاً یعنی توقف پروژه. ️
گالوانیزه گرم یا رنگ صنعتی
گالوانیزه برای محیط باز و مرطوب برنده است؛ رنگ برای داخل خشک و برای مواقعی که ظاهر رنگ خاص میخواهید. مشکل گالوانیزه، جوش بعدی است: باید پوشش روی را در محل اتصال بسابید و بعد جوش بزنید، وگرنه بخار روی، تخلخل میسازد. مشکل رنگ، آمادهسازی سطح است؛ روی زنگ و روغن، رنگ نمیچسبد.
در یک سازهی ساحلی، هزینهی گالوانیزه معمولاً بین ۱۵ تا ۳۰ درصد قیمت شاخ اضافه میکند، ولی عمر عضو را دو تا سه برابر میرساند؛ حسابش روشن است. در سازهی معمولی شهری با سقف سرپوشیده، رنگ پایه کافی است و گالوانیزه پول دور ریختن است. ملاک، محیط است، نه سلیقه.

