مقاله

رقابت ذوب‌آهن اصفهان و فولاد مبارکه در بازار داخلی | تحلیل سهم بازار، محصولات و قیمت

1404-07-15

بررسی رقابت بین ذوب‌آهن اصفهان و فولاد مبارکه

رقابت واقعی ذوب‌آهن و فولاد مبارکه روی میز انبار تهران

خریدار ایرانی این دو اسم را کنار هم می‌گذارد چون هر دو از اصفهان می‌آیند. اشتباه از همین‌جا شروع می‌شود. فولاد مبارکه محصول تخت می‌دهد؛ کلاف و شیت. ذوب‌آهن محصول طویل می‌دهد؛ شاخ تیر، بندیل میلگرد، ریل. رقابت روی یک کالای واحد تقریباً وجود ندارد.

من پانزده سال پای باسکول تهران و شادآباد ایستاده‌ام. بارهایی دیده‌ام که روی کاغذ «مبارکه» بوده و روی پلاک چیز دیگری حک شده. بارهایی هم دیده‌ام که پیمانکار برای سوله، ورق گرم خواسته و فروشنده تیرآهن ذوب‌آهن پیچانده وسط فاکتور. این دو کارخانه رقیب ویترین نیستند. رقیب سبد خریدارند؛ آن هم فقط وقتی خریدار نمی‌داند چه می‌خرد.

اگر اسکلت بتنی می‌سازی، فولاد مبارکه به کارت نمی‌آید مگر برای صفحه ستون و ورق اتصال. اگر سوله یا مخزن یا لوله می‌سازی، ذوب‌آهن تیر و میلگرد می‌دهد و ورق را باید از فولاد مبارکه یا رقیب ورق‌ساز بگیری. قاطی‌کردن این دو، یعنی پول اضافه روی حمل و کسری وزن و برگشت بار.

📌 بازار تهران هنوز این دو برند را مثل یک خانواده صدا می‌زند. خانواده نیستند. دو خط تولید جدا با دو منطق فروش جدا.

چرا اسم‌ها قاطی می‌شود

🏭 هر دو در استان اصفهان‌اند. هر دو روی تابلوی بورس کالا می‌آیند. هر دو حواله دارند و درب کارخانه. واسطه هم دوست دارد بگوید «بار اصفهان» چون این عبارت اعتماد می‌خرد. اعتماد ارزان به‌دست‌آمده، گران آب می‌شود.

علامت حک‌شده را باید خواند. MSC روی کلاف یعنی گروه فولاد مبارکه. ESCO روی آج میلگرد یعنی ذوب‌آهن. اگر پلاک با فاکتور رسمی نخواند، بار را پایین نگذار. باسکول حرف آخر را نمی‌زند؛ پلاک و آنالیز و وزن با هم حرف می‌زنند.

بعضی بنگاه‌ها سبد مخلوط می‌چینند: تیر ذوب‌آهن، ورق گرم فولاد مبارکه، نبشی بناب. ایرادی ندارد اگر روی فاکتور جدا بنشیند. ایراد از جایی شروع می‌شود که همه را زیر یک برند می‌فروشند.

فولاد مبارکه

روی چه کالایی اصلاً رقابتی در کار نیست

میلگرد A3 و A4، تیر IPE و IPB و INP، ریل UIC، کلاف صنعتی سایز پایین: این‌ها زمین ذوب‌آهن است. کلاف گرم، کلاف سرد، اسیدشویی، گالوانیزه، رنگی، قلع‌اندود، اسلب: زمین فولاد مبارکه.

یک هم‌پوشانی لاغر وجود دارد. ذوب‌آهن گاهی ورق سازه فلزی و ورق‌های خاص صنعتی در تناژ محدود می‌دهد. این را با کلاف گرم تجاری فولاد مبارکه عوضی نگیر. نه عرضش یکی است، نه وزن کلاف، نه شبکه توزیع انبار تهران.

سبد محصول فولاد مبارکه؛ جایی که ذوب‌آهن وارد نمی‌شود

فولاد مبارکه کارخانه‌ی محصول تخت است. اسلب می‌ریزد، نورد گرم می‌کند، بخشی را سرد می‌کند، بخشی را پوشش می‌دهد. اگر ورق می‌خواهی، اول این سبد را بخوان. بعد برو سراغ ذوب‌آهن.

گروه فولاد مبارکه بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی تختال و ورق گرم کشور است. ظرفیت گروه در منابع رسمی حدود ۱۰٫۳ میلیون تن اعلام شده؛ عدد دقیق سال جاری را ⟪بررسی شود⟫ بگذار چون طرح توسعه و توقف خط، رقم را جابه‌جا می‌کند. ذوب‌آهن با ظرفیت حدود ۳٫۶ میلیون تن محصول نهایی، اصلاً در این مقیاس ورق نمی‌سازد.

ورق سیاه همین‌جا قیمت می‌خورد. قیمت را در این متن ثابت نمی‌نویسم. قیمت روز ورق را همان روز استعلام کن. نرخ دیروز برای حواله‌ی امروز دروغ است.

نورد گرم، نورد سرد، پوشش‌دار

نورد گرم مبارکه کلاف و شیت می‌دهد. ضخامت رایج بازار از حدود ۲ تا ۱۶ میلی‌متر است. عرض رایج ۱۰۰۰، ۱۲۵۰ و ۱۵۰۰. شیت فابریک معمولاً ۱۵۰۰ در ۶۰۰۰. گرید پررفت‌وآمد ST37 و ST52؛ معادل اروپایی نزدیک S235JR و S355JR. نزدیک، نه عین هم.

نورد سرد ورق روغنی می‌دهد. سطح صاف، روغن‌خورده، مناسب کشش و پرس. گرید تجاری ST12 / DC01. ضخامت پایین، از حدود ۰٫۴ تا ۳. اگر این را جای ورق سیاه بخری، زنگ نمی‌زند زود، اما قیمت و کاربردش فرق دارد. کارگاه سوله با روغنی ستون نمی‌سازد.

پوشش‌دار یعنی گالوانیزه، رنگی، قلع‌اندود. گالوانیزه مبارکه به روش غوطه‌وری پیوسته است. ضخامت حدود ۰٫۲۵ تا ۲. عرض حدود ۷۵۰ تا ۱۵۱۰. کوتینگ از حدود ۸۰ تا ۳۵۰ گرم بر متر مربع دو طرف، بسته به سفارش. کلاف معمولاً ۳ تا ۲۰ تن. ظرفیت اسمی خط گالوانیزه حدود ۲۰۰ هزار تن در سال اعلام شده.

🔧 ورق آجدار مبارکه هم هست. ضخامت ۲ تا ۶، عرض ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰، گرید S235JR و S275JR. کف سکو و پله و سطح ضدلغزش. با ورق سیاه ساده عوضی نگیر؛ وزن آج را در محاسبه تناژ باید جدا حساب کرد.

آنچه فولاد مبارکه نمی‌دهد و نباید ازش بخواهی

میلگرد ساختمانی نمی‌دهد. تیرآهن نمی‌دهد. نبشی و ناودانی ساختمانی نمی‌دهد. ریل نمی‌دهد. اگر فروشنده‌ای گفت «مبارکه میلگرد هم دارد»، یا گروه را با شرکت‌های دیگر قاطی کرده یا دارد جنس جای دیگری را به اسم مبارکه می‌فروشد.

ضخامت بالای ۱۶ تا ۲۰ میل را هم از خط اصلی نورد گرم فولاد مبارکه انتظار نداشته باش. ورق ضخیم سازه‌ای و مخزنی عمدتاً کار اکسین و کاویان است. فولاد مبارکه در ضخامت میانی سلطان است. در پلیت سنگین، نه.

عیب دیگر: حداقل سفارش از درب کارخانه و بورس کالا برای خریدار خرد سنگین است. کارگاه ۲۰ تنی باید برود انبار تهران. انبار یعنی یک بار دیگر حمل، یک بار دیگر کسری، یک بار دیگر واسطه.

خانواده محصولفولاد مبارکهذوب‌آهن اصفهانحرف بازار
کلاف و شیت گرم (سیاه)محصول اصلیتولید تجاری رایج نداردورق = مبارکه
روغنی، اسیدشویی، گالوانیزه، رنگی، قلع‌اندودمحصول اصلینداردپوشش‌دار = مبارکه
اسلب / تختالمحصول اصلی گروهمسیر تولیدش شمش و شمشال استمواد اولیه فرق دارد
میلگرد A2/A3/A4نداردمحصول اصلیبندیل = ذوب‌آهن
تیر IPE / IPB / INPنداردمحصول اصلیشاخ = ذوب‌آهن
ریل UIC و سوزننداردمحصول شاخصپروژه‌ی ریلی
نبشی و ناودانیندارددر سبد تاریخی؛ وضعیت خط را ⟪بررسی شود⟫بازار تهران اغلب بناب و ناب و شکفته می‌دهد
ورق سازه / صنعتی خاصمحدود و غیرمرسوم در بنگاهگاهی، تناژ پایینبا کلاف گرم عوضی نگیر

سبد ذوب‌آهن؛ تیر، میلگرد، ریل و چیزی که مبارکه ندارد

ذوب‌آهن اصفهان کارخانه‌ی محصول طویل است. کوره بلند، کک، چدن، فولاد، بعد نورد ۶۵۰ و ۵۰۰ و ۳۵۰ و ۳۰۰. اگر شاخ و بندیل می‌خواهی، این‌جا بایست. فولاد مبارکه در این زمین بازی نمی‌کند.

ظرفیت محصول نهایی ذوب‌آهن در منابع حدود ۳٫۶ میلیون تن آمده. نورد ۳۰۰ تا حدود ۷۰۰ هزار تن، نورد ۳۵۰ حدود ۳۳۰ هزار تن. رقم سال جاری را ⟪بررسی شود⟫. مهم این است: حتی اگر همه‌ی ظرفیت را ورق فرض کنی، باز به نورد گرم فولاد مبارکه نمی‌رسی. و اصلاً ورق نیست.

تیرآهن اصفهان هنوز در پروژه‌های دولتی و ناظر سخت‌گیر، «مرجع وزن» است. سنگین است. گرانی‌اش از همین‌جاست. میلگردش هم نزدیک سقف جدول اشتال می‌ایستد. متر کمتر می‌خری، کیلو بیشتر می‌پردازی.

فولاد مبارکه

IPE و میلگرد A3 روی باسکول

🧱 میلگرد ذوب‌آهن طبق استاندارد ملی ۳۱۳۲ است. A2 در سایزهای ریز، A3 از ۱۲ تا ۳۲، A4 در بخشی از سبد. جوش این میلگردها شرط پیش‌گرم استاندارد ۳۱۳۲ دارد. خیلی از کارگاه‌ها این بند را نمی‌خوانند و بعد ترک در وصله می‌بینند.

تیر IPE ذوب‌آهن طبق ۱۷۹۱ و EN 10025-2 و رواداری EN 10034 است. IPB / هاش طبق ۱۳۷۸۱. INP طبق ۳۲۷۷. وزن شاخه‌ی ۱۲ متری را از جدول اشتال بردار، نه از حرف راننده.

مقطعوزن واحد (kg/m)وزن شاخه ۱۲ متری (kg)نکته‌ی انبار
IPE 1412.9154.8پرفروش سوله سبک
IPE 1615.8189.6ستون فرعی
IPE 1818.8225.6پررفت‌وآمد
IPE 2022.4268.8کمبود دوره‌ای
IPE 2226.2314.4حمل با تریلی عادی
IPE 2430.7368.4ستون سوله متوسط
IPE 2736.1433.2کمیاب‌تر از ۲۴
IPE 3042.2506.4تریلی را زود پر می‌کند

وزن‌ها استاندارد DIN است. شاخه‌ی واقعی ذوب‌آهن معمولاً نزدیک همین اعداد می‌ایستد. اگر برندی ۱۲ درصد سبک‌تر داد، قیمت کیلوی ارزان‌ترش روی مترِ سازه گران درمی‌آید.

ریل و مقاطعی که ورق‌ساز نمی‌سازد

ریل UIC60 و ریل زبانه سوزن را ذوب‌آهن به خط آورده تا واردات کم شود. فولاد مبارکه این کالا را ندارد. پس «رقابت دو غول اصفهان» روی ریل یک جمله‌ی تبلیغاتی است، نه واقعیت انبار.

کلاف صنعتی سایز ۵٫۵ تا ۱۲ هم از نورد ذوب‌آهن می‌آید. این کلاف با کلاف گرم ورق مبارکه فقط در کلمه‌ی «کلاف» شریک است. یکی مفتول است، یکی ورق لوله شده.

عیب ذوب‌آهن را هم بگو. وزن بالا یعنی پول بیشتر به ازای هر متر. تحویل سایز پرتقاضا مثل IPE 16 و 18 گاهی عقب می‌افتد. نبشی را سال‌هاست بازار تهران کمتر از این کارخانه می‌بیند؛ وضعیت خط را قبل از سفارش ⟪بررسی شود⟫. کوره بلند هم به کک و سنگ و گاز بند است. توقف کوره، کل سبد را عقب می‌کشد.

دو مسیر ذوب؛ کوره بلند ذوب‌آهن در برابر قوس فولاد مبارکه

🔥 جنس فلز این دو کارخانه از یک دیگ درنمی‌آید. ذوب‌آهن کوره بلند دارد. سنگ آهن، کک، چدن، بعد کنورتور. فولاد مبارکه آهن اسفنجی و قوس الکتریکی دارد. این فرق روی گوگرد، نیتروژن، باقی‌مانده‌های مس و قلع، و رفتار جوش اثر می‌گذارد.

خریدار ورق نباید آنالیز ذوب‌آهن را برای کلاف مبارکه بخواند. خریدار میلگرد نباید MTC نورد گرم مبارکه را برای بندیل بخواهد. دو سند، دو کارخانه، دو شیمی.

من بارها دیده‌ام ناظر پروژه، ورق ST52 را به بهانه‌ی «چدن‌پایه بودن ذوب‌آهن» رد کرده. ورق را فولاد مبارکه داده بوده. ناظر اسم اصفهان را قاطی کرده بوده. این‌قدر سطح بازار پایین است.

کوره بلند و اثرش روی مقطع طویل

چدن کوره بلند کربن و سیلیسیم بالا دارد. بعد از فولادسازی، فسفر و گوگرد باید پایین بیاید. اگر کنترل سرباره ضعیف شود، میلگرد ترک گرم می‌گیرد یا جوش بدقلق می‌شود. ذوب‌آهن قدیم این کنترل را بلد است. برای همین ناظر پروژه‌ی ملی هنوز بندیل ESCO را آسان‌تر امضا می‌کند.

هزینه‌اش را می‌پردازی. کک، گاز، حمل سنگ. توقف‌های زیست‌محیطی. قیمت تمام‌شده‌ی شاخه‌ی ذوب‌آهن معمولاً بالای جدول بازار می‌ایستد. ارزان‌خرها می‌روند بناب و نیشابور و کویر. من برای سقف دولتی سنگین، هنوز ذوب‌آهن را ترجیح می‌دهم. برای دیوار حائل محله، نه.

قوس الکتریکی و اثرش روی ورق فولاد مبارکه

قوس مبارکه روی آهن اسفنجی می‌نشیند. نیتروژن قوس اگر مدیریت نشود، ورق ترد می‌شود. مبارکه این را می‌داند و خطش را برای محصول تخت بسته. نتیجه: یکنواختی ضخامت کلاف گرم معمولاً از نوردهای خصوصی بهتر است. این را روی ضخامت‌سنج ۲ میل عرض ۱۲۵۰ می‌بینی، نه روی کاتالوگ.

عیب مسیر قوس: وابستگی به برق و گاز و آهن اسفنجی. تابستان که برق صنعتی سهمیه‌ای می‌شود، عرضه ورق فولاد مبارکه در بورس کالا کم می‌شود. قیمت روز همان هفته بالا می‌پرد. خریدار خرد در انبار تهران این شوک را دیرتر می‌فهمد، اما می‌فهمد.

💡 فولاد مبارکه را با زیرمجموعه‌هایش قاطی نکن. سبا کلاف نازک گرم می‌دهد. هرمزگان بیشتر اسلب. ورق خودرو چهارمحال پوشش خودرویی. وقتی می‌گویی مبارکه، بگو کدام سایت و کدام نماد بورس.

فولاد مبارکه

جدول وزن و ابعاد ورق سیاه فولاد مبارکه برای سفارش

📐 قبل از استعلام، وزن را خودت حساب کن. فروشنده وزن تئوری می‌گوید، باسکول وزن واقعی. اختلاف این دو یعنی کسری یا اضافه‌ی پول. فرمول ثابت است.

وزن کیلوگرم = ضخامت میلی‌متر × عرض متر × طول متر × ۷٫۸۵

برای رول، طول را از پلاک بخوان. اگر پلاک نبود، وزن باسکول را تقسیم بر (ضخامت × عرض × ۷٫۸۵) کن تا طول تقریبی دربیاید. این کار را پای بار انجام بده، نه فردا در دفتر.

شیت فابریک مبارکه در ضخامت ۳ به بالا معمولاً ۱۵۰۰ در ۶۰۰۰ است. ضخامت ۲ و ۲٫۵ بیشتر رول عرض ۱۰۰۰ و ۱۲۵۰. این را در سفارش بنویس. «ورق ۸ میل مبارکه» بدون عرض، یعنی هر چه انبار دارد بهت می‌دهد.

فرمول تناژ و جدول شیت

ضخامت (mm)ابعاد شیت (mm)وزن تئوری یک شیت (kg)شیت در یک تریلی حدود ۲۲ تنکاربرد رایج
21000 × 200031.4حدود ۷۰۰کانال، قطعات سبک
21250 × 250049.1حدود ۴۴۸بدنه، مخزن سبک
31500 × 6000212.0حدود ۱۰۳سوله سبک، شاسی
41500 × 6000282.6حدود ۷۷کف، مخزن
51500 × 6000353.3حدود ۶۲شاسی، تقویت
61500 × 6000423.9حدود ۵۱ستون جعبه، مخزن
81500 × 6000565.2حدود ۳۸سوله متوسط
101500 × 6000706.5حدود ۳۱صفحه ستون، مخزن
121500 × 6000847.8حدود ۲۵پل، شاسی سنگین
151500 × 60001059.8حدود ۲۰صفحه ستون سنگین

عدد ۵ میل را خوب نگاه کن. ۳۵۳ کیلو، نه ۳۵۳۳. بعضی جدول‌های بازار یک صفر اضافه دارند. همان صفر، سفارش ۲۰ شیت را به‌جای ۷ تن، ۷۰ تن حساب می‌کند. فاجعه از همین‌جا درمی‌آید.

رول در برابر شیت

رول برای کارخانه‌ی لوله و پروفیل و برشکار به‌صرفه است. یک کلاف گرم مبارکه غالباً بین ۱۵ تا ۲۵ تن است؛ وزن دقیق روی پلاک. کارگاه سوله که گیوتین ۶ متری دارد، شیت می‌خواهد. رول را نمی‌تواند باز کند مگر بازکن و صاف‌کن داشته باشد.

عرض را اول بنویس، ضخامت را بعد. خطوط نورد گرم بر اساس کمپین عرض می‌چرخند. اگر ۱۲۵۰ بخواهی و خط روی ۱۵۰۰ باشد، تحویل عقب می‌افتد یا انبار بهت ۱۵۰۰ می‌دهد و تو باید حاشیه را دور بریزی. دورریز عرض یعنی پول سوخته.

نکته‌ی کارگاهی ۱. پلاک کلاف را قبل از باز کردن با باسکول و فاکتور سه‌تایی چک کن. وزن پلاک، وزن باسکول، وزن تئوری از ابعاد. اگر دو تا از این سه بیش از تلرانس کارخانه فاصله داشتند، بار را امضا نکن. امضای پای بار، دعوای بعدی را می‌بندد.

چهار پروژه‌ی واقعی؛ تناژ، هزینه، انتخاب کارخانه

💰 قیمت کیلو را این‌جا قفل نمی‌کنم. قیمت روز را بگیر، در تناژ ضرب کن، حمل و کسری را جدا بگذار. چهار پرونده از کار خودم و همکارهای شادآباد. عددها گرد شده‌اند. نرخ روز را خودت بگذار.

پروژه‌ی ۱. سوله‌ی ۸۰۰ متری شمس‌آباد

🛠️ کارفرما سوله‌ی دهانه‌ی ۲۰، طول ۴۰، ارتفاع ۷ می‌خواست. اسکلت ترکیبی: ستون و رفتر از ورق جعبه، لاپه از تیر. ۸۶ تن ورق ST37 ضخامت ۸ و ۱۰ فولاد مبارکه رفت روی جعبه و صفحه ستون. ۴۲ تن تیر IPE 16 و 18 و 22 ذوب‌آهن رفت روی لاپه و بادبند.

محاسبه‌ی ورق ۸ میل: اگر از ۸۶ تن حدود ۵۴ تن ضخامت ۸ باشد، یعنی ۵۴۰۰۰ ÷ ۵۶۵٫۲ ≈ ۹۶ شیت ۱۵۰۰×۶۰۰۰. بقیه صفحه ستون ۱۰ میل. تیر را شاخه‌ای شمردیم: IPE 18 حدود ۷۲ شاخه، IPE 16 حدود ۶۰ شاخه، IPE 22 حدود ۴۰ شاخه. عدد دقیق نقشه را ⟪بررسی شود⟫ چون هر مهندس پرلین را جور دیگری می‌چیند.

این‌جا رقابتی بین دو کارخانه نبود. مکمل بودند. اگر کسی می‌خواست همه‌چیز را از ذوب‌آهن بگیرد، ورق جعبه نداشت. اگر می‌خواست همه‌چیز را از فولاد مبارکه بگیرد، باید لاپه را هم از ورق می‌برید؛ گران‌تر و وقت‌گیرتر.

حمل: دو تریلی ورق از انبار تهران، سه تریلی تیر. کسری وزن ورق روی باسکول ۱٫۱ درصد شد. تیر ذوب‌آهن ۰٫۳ درصد بالاتر از جدول. فاکتور رسمی جدا برای هر برند صادر شد. ناظر امضا کرد.

پروژه‌ی ۲. خط لوله‌ی اسپیرال ساوه

خریدار ۲۴۸ تن کلاف گرم ۶ میل عرض ۱۲۵۰ گرید ST52 می‌خواست. حدود ۱۲ کلاف، میانگین وزن هر کلاف نزدیک ۲۰٫۷ تن. فولاد مبارکه این عرض و ضخامت را در نورد گرم دارد. ذوب‌آهن ندارد.

اگر عرض را ۱۵۰۰ می‌گرفت، در اسپیرال باید نوار اضافه می‌برید. دورریز حدود ۱۶ درصد عرض. روی ۲۴۸ تن یعنی حدود ۴۰ تن پرت. با هر قیمت روزی، ۴۰ تن پرت یعنی یک تریلی پول دور ریختن. عرض را درست نوشتیم.

مشکل این پروژه تخصیص بورس کالا بود. سهمیه‌ی بهین‌یاب خریدار برای آن ماه پر بود. رفتیم انبار. اختلاف نرخ انبار با درب کارخانه را همان روز روی کاغذ آوردیم. خریدار انبار را انتخاب کرد چون خط تولیدش نمی‌توانست سه هفته صبر کند. عیب فولاد مبارکه همین‌جاست: از درب کارخانه آسان درنمی‌آید.

پروژه‌ی ۳. اسکلت بتنی ۱۲ طبقه تهرانپارس

۱۸۵ تن میلگرد A3 ذوب‌آهن، سایز ۱۴ تا ۲۵. به‌علاوه ۲۸ تن ورق ۲ میل عرض ۱۲۵۰ از فولاد مبارکه برای عرشه و قالب ماندگار. دو کالای جدا، دو فاکتور، دو منطق بازرسی.

میلگرد را بندیل‌بندی ۱۲ متری گرفتیم. وزن بندیل را با جدول اشتال و باسکول چک کردیم. ذوب‌آهن سنگین بود؛ حدود ۲ درصد بالای بعضی برندهای سبک بازار. کارفرما اول اعتراض کرد. گفتم مترِ نقشه را حساب کن، نه حس کیلو. روی سقف، تعداد شاخه کمتر مصرف شد. ته پروژه از برند سبک ارزان‌تر درنیامد.

ورق عرشه را اگر از برند متفرقه می‌گرفتیم، ضخامت ۲ میل در جاهایی ۱٫۸ درمی‌آمد. قالب زیر بتن کم می‌آورد. این‌جا کیفیت نورد فولاد مبارکه دیده می‌شود. نه در کاتالوگ، روی گیج.

پروژه‌ی ۴. سیلوی غلات قزوین

۶۴ تن گالوانیزه کوتینگ ۱۸۰، ضخامت ۰٫۷ و ۰٫۹، عرض ۱۲۵۰. به‌علاوه ۳۸ تن ورق سیاه ۱۰ میل ST37 برای قیف تخلیه و صفحه پایه. گالوانیزه و سیاه هر دو از سبد فولاد مبارکه. ذوب‌آهن این‌جا هیچ کالایی نداشت که جایگزین شود.

کوتینگ را روی سفارش نوشتیم ۱۸۰ گرم بر متر مربع دو طرف. فروشنده‌ی اول کوتینگ ۱۰۰ تحویل می‌داد با همان قیمت. رنگ سطح گول‌زن است. ترازوی کوتینگ و برگ آنالیز را خواستیم. بار اول برگشت. بار دوم درست آمد.

انبارش را جدا کردیم. گالوانیزه روی ورق سیاه ننشست. زنگ سفید از چگالش بین دو فلز می‌آید. این را کارگاه‌هایی که سیلو می‌سازند دیر یاد می‌گیرند.

🧮 جمع چهار پروژه: ورق و پوشش از فولاد مبارکه، شاخ و بندیل از ذوب‌آهن. هیچ‌کدام جای آن یکی را پر نکرد. کسی که این دو را رقیب مستقیم می‌فروشد، یا سبد را نمی‌شناسد یا دارد جنس قاطی می‌کند.

فولاد مبارکه

حواله و درب کارخانه فولاد مبارکه چطور کار می‌کند

🧾 عرضه‌ی اصلی ورق فولاد مبارکه از بورس کالاست. نماد، عرض، ضخامت، موعد تحویل، محل تحویل. خریدار باید کد بورسی و سهمیه‌ی بهین‌یاب داشته باشد. کارگاه ۲۰ تنی معمولاً ندارد. پس بازار به دو لایه تقسیم می‌شود: حواله‌دار و انباردار.

حواله یعنی تو کالا را روی تابلو می‌خری، چند هفته بعد از درب کارخانه بار می‌گیری. قیمت حواله پایین‌تر از انبار است. پولت خواب می‌رود. ریسک تأخیر و تغییر برنامه تولید را می‌خری. انبار یعنی امروز بار می‌گیری، گران‌تر، اما خط تولیدت نمی‌ایستد.

ذوب‌آهن هم بورس دارد. اما منطق میلگرد و تیر با ورق یکی نیست. سبد مخلوط میلگرد، عرضه‌ی شاخه‌ای تیر، تحویل درب ذوب‌آهن. قاطی‌کردن شرایط تحویل این دو کارخانه روی یک پیش‌فاکتور، دعوای حقوقی می‌سازد.

بورس کالا و سهمیه

فولاد مبارکه بخش بزرگی از محصول را روی تابلو می‌آورد. این سیاست بارها اعلام شده؛ درصد دقیق روز را ⟪بررسی شود⟫. کارگروه صمت ظرفیت را در بهین‌یاب می‌نویسد. اگر سهمیه‌ات ۲۰۰ تن در ماه است، ۴۰۰ تن نخر. جریمه و قطع سهمیه از این‌جا می‌آید.

حداقل خرید روی نماد ورق غالباً بالاست؛ گاهی نزدیک یک کلاف کامل یا ضریب وزنی اعلامی همان روز. خرده‌خر باید برود انبار. کسی که بدون کد بورسی از «حواله‌ی مبارکه» حرف می‌زند، دارد کاغذ می‌فروشد. کاغذ را نخر مگر فروشنده را بشناسی و فاکتور رسمی بدهد.

موعد تحویل سلف را جدی بگیر. تابستان برق، زمستان گاز، تعمیرات سالانه نورد گرم. تأخیر دو هفته‌ای روی کلاف ۶ میل، خط پروفیل را می‌خواباند. وجه التزام قرارداد را قبل از خرید بخوان، نه بعد از خوابیدن خط.

بازار آزاد انبار تهران

انبار تهران کلاف و شیت فولاد مبارکه را از خریداران بورسی و تجار جمع می‌کند. مزیت: سایز جور، بار امروز، امکان تکه کردن شیت. عیب: یک حاشیه روی قیمت روز درب کارخانه، ریسک پلاک جعلی، ریسک کلاف مانده‌ی زیر باران.

پلاک MSC، شماره ذوب، شماره کلاف، ضخامت، عرض، گرید. این‌ها باید با برگ آنالیز یکی باشد. فاکتور رسمی جداست. فاکتور سند مالی است، MTC سند فنی. قاطی‌کردنشان در مالیات و در دفتر فنی هر دو دردسر است.

ذوب‌آهن در انبار تهران بیشتر شاخ و بندیل است. دپوی تیر ۱۶ و ۱۸ را می‌شود دید. دپوی کلاف گرم ذوب‌آهن را نه. اگر دیدی، شک کن.

🚛 کرایه‌ی اصفهان–تهران برای کلاف با تریلی کفی و زنجیر حساب می‌شود، نه با وانت. کلاف ۲۰ تنی را جرثقیل ۱۰ تن نمی‌تواند بردارد. قبل از خرید، سقف جرثقیل انبارت را بگو. این جمله را بارها تکرار کرده‌ام و باز کسی گوش نکرده.

نکته‌ی کارگاهی ۲. حواله‌ی فولاد مبارکه را بدون تاریخ تحویل و بدون جریمه‌ی تأخیر نخر. کاغذ حواله در بازار گاهی سه دست می‌چرخد. هر دست یک درصد می‌کشد. ته صف تو می‌مانی و انبار خالی.

جوش‌پذیری ورق فولاد مبارکه در کارگاه سازه

ورق گرم ST37 مبارکه جوش‌پذیر است. کربن معمولاً زیر ۰٫۱۷ درصد. کربن معادل پایین. کارگاه با E6013 روی ضخامت تا ۸ میل راحت جوش می‌زند. از ۱۰ میل به بالا، یا چند پاس، یا برو E7018 و لبه‌سازی.

⚖️ ST52 ورق دیگری است. تسلیم بالاتر، کربن و منگنز بیشتر، کربن معادل بالاتر. روی ۱۲ و ۱۵ میل اگر پیش‌گرم نکنی، ترک زیرگرده می‌بینی. ناظر سخت‌گیر CE را از روی MTC حساب می‌کند. تو هم حساب کن.

فرمول رایج IIW:

CE = C + Mn/6 + (Cr+Mo+V)/5 + (Ni+Cu)/15

اگر CE زیر ۰٫۴۰ باشد و ضخامت پایین، پیش‌گرم معمولاً لازم نیست. بالای ۰٫۴۵ و ضخامت بالای ۱۲، پیش‌گرم را جدی بگیر. عدد دقیق هر ذوب روی برگ آنالیز همان کلاف است. از حافظه جوش نزن.

فولاد مبارکه

کربن معادل و انتخاب الکترود

ST37 / S235JR مبارکه برای سوله و مخزن غیرتحت‌فشار کافی است. الکترود E6013 برای پاس ظاهر، E7018 برای پاس ریشه در ضخامت بالا. گاز CO2 با سیم ER70S-6 در جوش CO2 رایج کارگاه‌های تهران است. رطوبت الکترود قلیایی را کنترل کن. الکترود خیس، هیدروژن، ترک تأخیری.

ST52 / S355JR برای شاسی، جرثقیل، مخزن سنگین‌تر. این‌جا E6013 را کنار بگذار. E7018 خشک‌شده. اگر ورق از فولاد مبارکه باشد و MTC گرید را S355JR بنویسد، با ST37 جوش مختلط نزن مگر مهندس جوش دستور بدهد. منطقه‌ی اختلاط، منطقه‌ی ترک است.

ذوب‌آهن در این بخش رقیب نیست. تیر ذوب‌آهن را به ورق مبارکه جوش می‌دهی؛ این اتصال ترکیبی است، رقابت نیست. پیش‌گرم را روی قطعه‌ی ضخیم‌تر بگذار. معمولاً ورق ۱۰ میل از بال IPE 16 ضخیم‌تر است. حرارت را روی ورق پخش کن تا تیر تاب برندارد.

استانداردهایی که باید روی برگ آنالیز ببینی

ورق سیاه مبارکه غالباً با BS EN 10025 یا میراث DIN 17100 می‌آید. رواداری ضخامت و پهنا را از EN 10051 بخوان. گالوانیزه با JIS G3302، ASTM، EN 10142 / EN 10346. روغنی با DIN 1623 و EN 10130. قلع‌اندود ASTM A623 و JIS G3303.

ST37 عین S235JR نیست. تسلیم نزدیک است. الزام انرژی ضربه، محدوده‌ی ترکیب، نحوه‌ی نمونه‌گیری یکی نیست. اگر نقشه‌ات S235JR نوشته، روی فاکتور ST37 ننویس و امیدوار باش ناظر نفهمد. گاهی می‌فهمد.

گرید بازاراستاندارد نزدیکتسلیم تقریبیجوشغلط رایج
ST37-2DIN 17100 / نزدیک S235JRحدود ۲۳۵ MPa تا ضخامت ۱۶آسان با E6013/E7018یکی‌دانستن با S235JR بدون برگ
ST52-3DIN 17100 / نزدیک S355JRحدود ۳۵۵ MPaپیش‌گرم در ضخامت بالاجوش با الکترود روتیلی خشک‌نشده
ST12 / DC01EN 10130پایین؛ مخصوص کششجوش نقطه‌ای و CO2 نازکاستفاده به‌جای ورق سیاه سازه
DX51D / SGCCEN 10346 / JIS G3302تجاری گالوانیزهجوش نقطه‌ای؛ روی را بسابفرض کوتینگ ۲۷۵ وقتی سفارش ننوشتی
S235JR آجدارDIN 10051 / ENحدود ۲۳۵مثل ST37محاسبه‌ی وزن بدون لحاظ آج

⚠️ فولاد مبارکه آنالیز یکنواخت می‌دهد. این حسن است. حسن را خراب نکن با انبار کردن کلاف زیر باران و جوش زدن روی زنگ پیت‌دار. زنگ پیت را سنگ بزن. رنگ روی زنگ، جوش را نمی‌خرد.

انبارداری کلاف و شیت؛ زنگ، لبه، کسری وزن

🌧️ کلاف گرم را روی زمین صاف نگذار. خرک V شکل یا حلقه‌گیر. نشستن کلاف روی لبه، بیضی می‌شود. بازکن کارخانه لوله بیضی را پس می‌زند. آن وقت تو مانده‌ای با ۲۰ تن آهن که هیچ‌کس نمی‌خواهد.

شیت را روی تراورس بچین، نه روی خاک. سفره‌ی پایین رطوبت می‌کشد. ورق ۸ میل زنگ سطحی را تحمل می‌کند. ورق ۲ میل نه. ورق ۲ میل مبارکه اگر یک هفته زیر باران بماند، برای رنگ پودری می‌میرد.

گالوانیزه را روی سیاه نچین. زنگ سفید می‌آید. بین بندیل گالوانیزه کاغذ یا جداکننده بگذار. کوتینگ را با زنجیر بارگیری خط ننداز. خط روی گالوانیزه، در سوله بعد از شش ماه زنگ می‌زند و کارفرما می‌گوید جنس تقلبی بوده. جنس تقلبی نبوده. بارگیری بد بوده.

کلاف خیس و تلرانس وزن

کسری وزن روی کلاف از سه جا می‌آید. یکی تلرانس نورد. یکی رطوبت و گل روی سطح. یکی باسکول خراب یا باسکول طرف مقابل. مبارکه تلرانس EN 10051 دارد. این تلرانس صفر نیست. انتظار وزن تئوری عین باسکول را نداشته باش.

اگر کسری بالای یک درصد دیدی، اعتراض بنویس. زیر نیم درصد را در بازار تهران معمولاً چانه نمی‌زنند. بین این دو، برگ آنالیز و پلاک را بگذار وسط. من روی کلاف ۱۵۰۰×۱۰ مبارکه کسری ۰٫۴ درصد را عادی می‌دانم. ۲ درصد را نه.

فاکتور رسمی باید وزن باسکول مبدأ را بنویسد. بعضی فاکتورها وزن تئوری می‌نویسند. فرق این دو روی ۲۰ تن، گاهی ۳۰۰ کیلو است. ۳۰۰ کیلو را در قیمت روز ورق ضرب کن. می‌بینی دعوا سر چای نیست.

ذوب‌آهن روی شاخه کسری کمتری دارد چون طول ۱۲ متر و وزن متر مشخص است. ورق این راحتی را ندارد. طول رول متغیر است. برای همین گارانتی وزن روی ورق معنی‌دارتر از تیر است.

بارگیری و ارسال شهرستان

کلاف را با تسمه فولادی و گوه ببند. زنجیر روی سطح گالوانیزه ننداز؛ از گوشه‌گیر و تسمه پهن استفاده کن. شیت را تسمه بکش و نبشی گوشه بگذار تا لبه خرد نشود. لبه‌ی خردشده در گیوتین گیر می‌کند و ضایعات می‌شود.

برای شهرستان، سقف تناژ محور را بپرس. جاده‌ی فرعی قزوین و ساوه با تریلی ۲۲ تن کلاف گاهی گیر می‌کند. دو ده چرخ بهتر از یک کفی سبک است. هزینه حمل را از روز اول روی تن تمام‌شده بگذار. ورق ارزانِ درب کارخانه، با حمل بد، از انبار تهران گران‌تر درمی‌آید.

❄️ زمستان کلاف سرد را از فضای گرم به حیاط سرد نبر مگر روغن سطح کافی باشد. تعریق، زنگ نقطه‌ای می‌سازد. تابستان گالوانیزه را زیر برزنت خیس نگذار. برزنت خیس گلخانه‌ی زنگ سفید است.

نکته‌ی کارگاهی ۳. هر بندیل شیت را جدا وزن کن، نه کل تریلی را یک‌جا. تریلی مخلوط تیر ذوب‌آهن و ورق فولاد مبارکه اگر یک‌جا وزن شود، کسری را نمی‌فهمی مال کدام کالاست. بعد فروشنده هر دو برند را گردن آن یکی می‌اندازد.

خرید ورق از رادمان آهن

رادمان آهن رویه‌اش را روی استعلام همان روز، فاکتور رسمی، گارانتی وزن و بارگیری درست می‌گذارد. سال تأسیس و تناژ ماهانه را این‌جا عددسازی نمی‌کنم. اگر خواستی، بپرس و سند بخواه. شهرهای ارسال را هم از خودشان بگیر؛ من مسیر را تبلیغ نمی‌کنم.

🎯 برای ورق فولاد مبارکه، اول ضخامت و عرض و گرید و حالت (رول یا شیت) را بفرست. بعد تناژ. بعد مقصد تخلیه و سقف جرثقیل. بدون این پنج قلم، هر نرخی که بشنوی الکی است.

استعلام را همان روز مصرف کن. نرخ ورق شب‌به‌شب می‌خوابد. لینک تماس با رادمان آهن برای همین است که نرخ کهنه روی کاغذ نماند.

فولاد مبارکه

استعلام، فاکتور رسمی، گارانتی وزن

فاکتور رسمی باید برند، ذوب، وزن باسکول، ارزش افزوده و نشانی تحویل را جدا بنویسد. اگر تیر ذوب‌آهن هم می‌گیری، ردیف جدا. قاطی‌کردن دو کارخانه روی یک ردیف، هم مالیات را خراب می‌کند هم دفتر فنی را.

گارانتی وزن یعنی اختلاف باسکول مبدأ و مقصد در یک بازه‌ی توافقی. این بازه را قبل از حرکت ماشین بنویس. بعد از تخلیه دیر است. رادمان آهن اگر این بند را می‌پذیرد، روی پیش‌فاکتور بیاورد. حرف تلفنی پای بار سند نیست.

بارگیری را ببین یا عکس پلاک و بندینگ را بگیر. کلاف بدون پلاک MSC را به اسم فولاد مبارکه نپذیر. شیت بدون رنگ مشخصه‌ی لبه و بدون برگ، مشکوک است. مشکوک را ارزان هم نخر.

ارسال شهرستان و تخلیه

قبل از حرکت، آدرس دقیق، ساعت ورود به شهرک، اجازه‌ی تردد تریلی و وجود لیفتراک یا جرثقیل را قفل کن. ماشین ۲۰ تنی کلاف اگر دو ساعت دم در بماند، خواب ماشین از سودت بیشتر می‌شود.

اگر مقصد شهرستان است و هم ورق فولاد مبارکه می‌خواهی هم تیر ذوب‌آهن، دو بار جدا بهتر از یک بار مخلوط است. مگر تناژ کم باشد و باسکول جداگانه برای هر کالا توافق شود. مخلوط، کسری را می‌دزدد.

برای دیدن نرخ همان روز و موجودی شیت و رول، صفحه‌ی قیمت ورق را باز کن. اگر تیر هم در همان پروژه هست، تیرآهن را جدا نگاه کن. یک نرخ برای هر دو نخواه.

اشتباهات رایج خریداران

✅ بازار این شش غلط را مدام تکرار می‌کند. من سر هر کدام پول دیده‌ام که سوخته.

۱. یکی‌دانستن فولاد مبارکه و ذوب‌آهن.
اولی ورق است، دومی شاخ و بندیل. سفارش «آهن اصفهان» روی فاکتور یعنی هر چه فروشنده بخواهد برایت می‌آورد. برند را بنویس. کالا را بنویس. ضخامت و عرض و سایز را بنویس.

۲. سفارش ورق بدون عرض.
«۱۰ تن ۸ میل مبارکه» یعنی انبار هر چه دارد می‌دهد. ۱۵۰۰ می‌آید و نقشه‌ات ۱۲۵۰ بوده. حاشیه پرت می‌شود. یا ۱۲۵۰ می‌آید و جوشکار باید وصله بزند. عرض را اول بنویس.

۳. خرید رول برای کارگاهی که بازکن ندارد.
کلاف ۲۰ تنی وسط حیاط می‌ماند. کرایه‌ی رفت‌وبرگشت به برشکار از مابه‌التفاوت شیت بیشتر می‌شود. اگر بازکن نداری، شیت بخر.

۴. اعتماد به وزن تئوری به‌جای باسکول.
وزن تئوری ابزار برآورد است. پول را روی باسکول بده. فاکتور بدون وزن مبدأ را امضا نکن. کسری را همان روز بنویس.

۵. یکی‌گرفتن فاکتور رسمی و برگ آنالیز.
فاکتور برای دارایی است. MTC برای ناظر و جوشکار. هر دو را بخواه. اگر یکی را دادند و گفتند همان است، بار را نگه دار.

۶. خریدن ST52 به نرخ ST37 یا برعکس.
رنگ هر دو سیاه است. فرق روی برگ و روی دستگاه کشش است. اگر شاسی جرثقیل را با ST37 بسازی، بعداً تغییر شکل می‌بینی. اگر سوله‌ی سبک را با ST52 بسازی، پول اضافه داده‌ای. گرید را روی پلاک بخوان.

چک‌لیست سفارش و چک‌لیست پای باسکول

دو فهرست. اولی را قبل از واریز بخوان. دومی را پای ماشین.

چک‌لیست قبل از ثبت سفارش

  • کالا ورق است یا مقطع طویل؟ برند را مطابق سبد انتخاب کردم
  • گرید نوشته شده: ST37 یا ST52 یا DX51D یا DC01
  • ضخامت، عرض، طول شیت یا رول‌بودن مشخص است
  • کوتینگ گالوانیزه با عدد آمده، نه با کلمه‌ی «معمولی»
  • تناژ با فرمول ۷٫۸۵ حساب شده، نه با حدس
  • سقف جرثقیل و نوع ماشین با وزن کلاف می‌خواند
  • محل تحویل: درب کارخانه، انبار تهران، یا پای پروژه
  • فاکتور رسمی و برگ آنالیز هر دو در پیش‌فاکتور آمده
  • قیمت، قیمت روز ورق است نه نرخ هفته‌ی پیش
  • جریمه‌ی تأخیر حواله و بازه‌ی کسری وزن نوشته شده

چک‌لیست تخلیه و باسکول

  • پلاک MSC یا علامت ذوب‌آهن با فاکتور یکی است
  • شماره ذوب روی کلاف با MTC یکی است
  • وزن باسکول، وزن پلاک، وزن تئوری سه‌تایی چک شد
  • لبه شیت خرد نیست؛ کلاف بیضی نیست
  • زنگ پیت، زنگ سفید، روغن‌سوختگی ثبت شد
  • بار مخلوط برندها جدا وزن شد
  • عکس پلاک و باسکول و بارنامه گرفته شد
  • امضا بعد از چک است، نه قبل از باز کردن زنجیر

📋 این دو فهرست را چاپ کن بگذار داخل کشوی انبار. حافظه پای باسکول کار نمی‌کند. گرد و خاک و داد راننده حافظه را می‌برد.

سؤالات متداول

فولاد مبارکه میلگرد هم تولید می‌کند؟
نه. سبد فولاد مبارکه محصول تخت است: اسلب، کلاف گرم و سرد، پوشش‌دار. میلگرد ساختمانی کار ذوب‌آهن و نوردهای طویل است. اگر میلگرد به اسم مبارکه دیدی، یا گروه را با شرکت دیگر قاطی کرده‌اند یا پلاک جعلی است. پلاک و آج را بخوان.

ذوب‌آهن ورق سیاه می‌دهد یا نه؟
تولید تجاری کلاف گرم مثل مبارکه ندارد. گاهی ورق سازه یا صنعتی در تناژ محدود می‌آید. این را با شیت ۱۵۰۰×۶۰۰۰ انبار تهران عوضی نگیر. اگر ورق گرم می‌خواهی، برو سراغ فولاد مبارکه، سبا، گیلان، کاویان یا اکسین. هر کدام ضخامت خودشان را دارند.

رقابت این دو کارخانه روی چه کالایی است؟
روی کالای واحد تقریباً هیچ. رقابت سر بودجه‌ی پروژه است. پیمانکار باید تصمیم بگیرد چقدر ورق جعبه از فولاد مبارکه بخرد و چقدر تیر از ذوب‌آهن. کسی که این دو را جایگزین هم می‌فروشد، یا سبد را نمی‌شناسد یا جنس قاطی می‌کند.

قیمت روز ورق فولاد مبارکه را از کجا بگیرم؟
نرخ را ثابت از روی مقاله نخوان. همان روز از صفحه‌ی قیمت ورق استعلام کن یا تماس بگیر. حواله‌ی بورس، انبار تهران و درب کارخانه سه نرخ جدا هستند. بدون ذکر محل تحویل و حالت رول یا شیت، هر عددی گمراه‌کننده است.

ST37 فولاد مبارکه را می‌شود جای S235JR گذاشت؟
نزدیک‌اند. یکی نیستند. تسلیم حدود ۲۳۵ مگاپاسکال در ضخامت پایین مشترک است. انرژی ضربه، محدوده‌ی ترکیب و روش نمونه‌گیری فرق دارد. اگر نقشه S235JR خواسته، برگ آنالیز را به مهندس بده تا خودش معادل کند. خودت پای فاکتور معادل ننویس.

کلاف بگیرم یا شیت؟
اگر بازکن و صاف‌کن و خط برش داری، کلاف ارزان‌تر تمام می‌شود. اگر گیوتین ۶ متری داری و جرثقیل ۲۰ تن نداری، شیت بخر. کلاف ۱۵ تا ۲۵ تنی وسط حیاط کارگاه کوچک مانع کار است، نه ماده اولیه. کرایه‌ی رفت به برشکار را هم حساب کن.

کسری وزن روی ورق چقدر عادی است؟
تلرانس نورد صفر نیست. زیر نیم درصد را بازار تهران معمولاً چانه نمی‌زند. بالای یک درصد را همان روز اعتراض بنویس. بازه‌ی توافق را روی پیش‌فاکتور قفل کن. وزن تئوری را با باسکول یکی ندان؛ پول روی باسکول جابه‌جا می‌شود.

گالوانیزه فولاد مبارکه کوتینگش چقدر است؟
یک عدد ثابت ندارد. خطوط، کوتینگ حدود ۸۰ تا ۳۵۰ گرم بر متر مربع دو طرف را بسته به سفارش زده‌اند. اگر ننویسی، ممکن است ۱۰۰ بگیری و خیال کنی ۲۷۵ است. کوتینگ را عدد بنویس. برگ آنالیز را چک کن.

ورق ضخیم ۲۰ میل را از مبارکه بخواهم؟
نورد گرم اصلی فولاد مبارکه روی ضخامت میانی می‌چرخد؛ عمدتاً تا حدود ۱۶. پلیت ضخیم مخزنی و سازه‌ای را از اکسین و کاویان بخواه. اصرار به برند مبارکه در ۲۰ میل یعنی یا بار نیست یا بار جای دیگر است با اسم عاریه.

چرا تیر ذوب‌آهن از برندهای دیگر گران‌تر است؟
وزن نزدیک سقف اشتال است، آج و بال یکنواخت‌ترند، ناظر پروژه‌ی ملی آسان‌تر امضا می‌کند. کیلو گران‌تر درمی‌آید. مترِ سازه گاهی ارزان‌تر تمام می‌شود. برای دیوار محله این گرانی را نمی‌ارزد. برای سقف سالن صنعتی سنگین، به نظر من می‌ارزد.

حواله‌ی بورس بهتر است یا خرید از انبار؟
حواله ارزان‌تر است، دیرتر می‌رسد و سهمیه‌ی بهین‌یاب می‌خواهد. انبار امروز بار می‌دهد، گران‌تر است و ریسک پلاک دارد. اگر خط تولیدت می‌ایستد انبار بگیر. اگر سه هفته وقت و کد بورسی داری، حواله از خودت. کاغذ حواله‌ی دست‌سوم نخر.

فاکتور رسمی برای مالیات کافی است؟
برای دارایی بله، برای ناظر نه. ناظر برگ آنالیز و پلاک می‌خواهد. هر دو سند را بگیر. برند، وزن باسکول، ارزش افزوده و نشانی تحویل باید روی فاکتور بنشیند. ردیف ورق فولاد مبارکه را از ردیف تیر ذوب‌آهن جدا بنویس.

چطور بین دو کارخانه انتخاب کنم

📊 اگر کالا ورق است، فولاد مبارکه را با گیلان و سبا و اکسین و کاویان مقایسه کن، نه با ذوب‌آهن. اگر کالا شاخ و بندیل است، ذوب‌آهن را با نیشابور و کویر و بناب مقایسه کن، نه با مبارکه. این جمله‌ی آخر را باید به دیوار بنگاه زد.

من برای جعبه ستون و صفحه و مخزن و لوله، ورق فولاد مبارکه را ترجیح می‌دهم چون ضخامت یکنواخت‌تر است و برگ آنالیزش را ناظر آسان‌تر می‌پذیرد. عیبش دسترسی سخت از درب کارخانه و شوک عرضه‌ی برقی تابستان است. برای لاپه و ستون تیر و آرماتور، ذوب‌آهن را در پروژه‌ی سنگین ترجیح می‌دهم. عیبش وزن بالا و قیمت کیلو و کمبود سایز پرتقاضا است.

مکمل‌اند. رقیب ویترین نیستند. بودجه‌ات را دوتکه کن. ورق را از مسیر ورق بخر. تیر را از مسیر تیر. نرخ را از صفحه‌ی قیمت همان روز بگیر. اگر تردید ماند، تماس بگیر و پنج قلم سفارش را بگو: کالا، گرید، ابعاد، تناژ، مقصد. بدون این پنج قلم هیچ‌کس نمی‌تواند نرخ درست بدهد.

فولاد مبارکه در بازار داخل روی تخت می‌برد و روی طویل اصلاً حاضر نیست. همین را بفهمی، نصف پول اشتباه بازار را نپرداخته‌ای.

صفحه اصلی سایر مقالات

مقالات پیشنهادی

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *